music



"اگر موسیقی غذای عشق است، پخش کن." - ویلیام شکسپیر

وقتی من پر از موسیقی هستم، به نظر می رسد زندگی بدون تلاش پیش می رود. - جورج الیوت

"موسیقی به جهان روح، به ذهن بال، به تخیل پرواز و به همه چیز حیات می بخشد." - افلاطون

"پس از سکوت، چیزی که به بیان غیرقابل بیان نزدیکتر می شود موسیقی است." - آلدوس هاکسلی

"موسیقی در نت ها نیست، بلکه در سکوت بین آن هاست." – ولفگانگ آمادئوس موتزارت


"موسیقی، زمانی که به روح پذیرفته شود، به نوعی روح تبدیل می شود و هرگز نمی میرد." - ادوارد بولور-لیتون

وقتی موسیقی می‌شنوم، از خطری نمی‌ترسم. من آسیب ناپذیرم من هیچ دشمنی نمی بینم من به قدیمی ترین زمان ها و آخرین زمان ها نسبت دارم.» - هنری دیوید ثورو

موسیقی می‌تواند نام‌ناپذیر را نام‌گذاری کند و ناشناخته‌ها را به هم منتقل کند». - لئونارد برنشتاین

"موسیقی در روح توسط کائنات قابل شنیدن است." - لائوتسه

"اگر باید بپرسید جاز چیست، هرگز نخواهید فهمید." - لوئیس آرمسترانگ


در آیه بعد دوباره این کار را انجام دهید و مردم فکر می کنند منظور شما این بوده است. - چت اتکینز

موسیقی قدرتمند است. همانطور که مردم به آن گوش می دهند، می توانند تحت تأثیر قرار گیرند. آنها پاسخ می دهند.» - ری چار

"موسیقی - چه ابزار قدرتمندی، چه سلاح قدرتمندی!" – ماریا آگوست فون تراپ

"موسیقی قوی ترین شکل از سحر و جادو است." - مرلین منسن

"بدون موسیقی زندگی اشتباه خواهد بود." - فردریش نیچه


من فقط انرژی لازم برای ریختن آن را گرفتم و چند بلوز نوشتم. - دوک الینگتون

"از آنجایی که کلمات از بین می روند، موسیقی آغاز می شود." - هاینریش هاینه

"من در زندگی ام یک قطعه موسیقی را درک نکرده ام، اما آن را احساس کرده ام." - ایگور استراوینسکی

ایده من این است که موسیقی در هوا، موسیقی در اطراف ما وجود دارد. دنیا پر از آن است، و شما به سادگی هرچه می خواهید برداشت کنید.» - ادوارد الگار

باید، نفس عمیقی بکش. و اجازه دهید موسیقی در شما جریان یابد. از آن لذت ببرید، به خودتان اجازه دهید که هیبت کنید. وقتی می نوازی اجازه بده که موسیقی با زیباییش قلبت را بشکند.» - کلی وایت


من نمی خوانم چون خوشحالم. خوشحالم چون آواز می خوانم.» - ویلیام جیمز

موسیقی تجربه، افکار و خرد شماست. اگر آن را زندگی نکنی، از شاخ تو بیرون نخواهد آمد.» - چارلی پارکر

یک نقاش روی بوم نقاشی می کشد. اما موسیقی دان ها تصاویرشان رو در سکوت می کشند. ” – لئوپولد استوکوفسکی

"همه چیز در جهان یک ریتم دارد، همه چیز می رقصد." - مایا آنجلو

"موسیقی مهتاب در شب تاریک زندگی است." ژان پل فردریش ریشتر


"موسیقی شما را هدایت می کند. شما را از خواب بیدار می کند، شما را وادار به پمپاژ می کند. و در پایان روز، آهنگ صحیح شما را آرام می کند." – دایم بگ دارل

"شیرین ترین آهنگ های ما آنهایی هستند که از غم انگیزترین افکار حکایت می کنند." پرسی بیش شلی

"من هنر را دوست دارم. وقتی با نت هایم خلوت می کنم، قلبم می تپد و اشک از چشمانم سرازیر می شود و احساسات و شادی هایم بیش از حد قابل تحمل است." - گیزپه وردی

"سرنوشت هنرمند غم انگیز و در عین حال بزرگ است." - فرانتس لیست

"موسیقیدان شاید متواضع ترین حیوان باشد، اما در عین حال مغرورترین است." - اریک ساتی


موسیقی در هوا وجود دارد، موسیقی در اطراف ما وجود دارد. دنیا پر از آن است، و شما به سادگی هرچه می خواهید برداشت کنید.» - ادوارد الگار

"فرستادن نور به تاریکی قلب مردان - این وظیفه هنرمند است." - رابرت شومان

"یک هنرمند خلاق روی آهنگ بعدی خود کار می کند زیرا از آهنگ قبلی خود راضی نبود." - دیمیتری شوستاکوویچ

من نمی‌توانم بفهمم چرا مردم از ایده‌های جدید می‌ترسند. من از قدیمی ها می ترسم.» - جان کیج

"تا زمانی که ما زنده ایم، هرگز آواز به اندازه کافی وجود ندارد." - مارتین لوتر


"موسیقی به من آسان تر از کلمات می آید." - لودویگ ون بتهوون

"تنها رابطه عاشقانه ای که تا به حال داشته ام با موسیقی بوده است." - موریس راول

"موسیقی درخشش گرمی به دید من می بخشد و ذهن و ماهیچه را از زمستان بی پایانشان آب می کند." - هاروکی موراکامی

"موسیقی راه الهی برای گفتن چیزهای زیبا و شاعرانه به قلب است." - پابلو کازال

"موسیقی نوعی لذت ایجاد می کند که طبیعت انسان نمی تواند بدون آن عمل کند." - کنفوسیوس


"موسیقی زبان جهانی بشریت است." - هنری وادسورث لانگ فلو

"موسیقی برای یک عمر کافی است، اما یک عمر برای موسیقی کافی نیست." - سرگئی راخمانینوف

"موسیقی تنها چیزی است که من تا به حال می شناسم که اصلاً قانون ندارد." - جاش هوم

چگونه است که موسیقی می تواند، بدون کلام، خنده، ترس، و بالاترین آرزوهای ما را برانگیزد؟» جین سوان

موسیقی بیانگر احساس و اندیشه است، بدون زبان. زیر و قبل از گفتار بود و بالاتر و فراتر از همه کلمات است.» - رابرت جی. اینگرسول


آثار هنری قواعد می‌سازند. قوانین اثر هنری نمی سازند.» - کلود دبوسی

"بیدار شو، زندگیت را زندگی کن و آهنگ روحت را بخوان." - آمیت ری

"ساده ترین راه برای جلوگیری از نت های اشتباه این است که هرگز دهان خود را باز نکنید و آواز بخوانید. چه اشتباهی خواهد بود.» - پیت سیگر

"بعضی روزها آهنگی در قلبت نخواهد بود. به هر حال بخوان.» - اموری آستین

"موسیقی ابزاری برای بیان زندگی است - و هر چیزی که تفاوت ایجاد می کند." - هربی هنکاک


نه، همه چیز در مورد آن باس نیست.

آنها می گویند موسیقی یک زبان جهانی است. و، می دانید، احتمالاً حق با آنهاست. پس از همه، چه کسی یک آهنگ عالی و پا را دوست ندارد؟ (اگر طرح برخوردهای نزدیک از نوع سوم را باور دارید، حتی موجودات فضایی هم باور دارند!) اما به همان اندازه که موسیقی و تئوری موسیقی را در تمام اشکال آن دوست دارید - و هر چقدر که فکر می کنید در مورد آهنگ ها و هنرمندان مورد علاقه خود می دانید - وجود دارد. هنوز فرصت های زیادی برای پوشاندن کامل وجود دارد.

ما را باور نمی کنید؟ ادامه مطلب ما 40 واقعیت کاملاً تکان دهنده و چیزهای بی اهمیت را جمع آوری کرده ایم که ذهن هر طرفدار موسیقی را متحیر می کند.


1 عمر نوازندگان کوتاه‌تر از جمعیت عمومی است


یک مطالعه که توسط یک استاد دانشگاه سیدنی انجام شد، با عنوان "پلکانی به H*ll: زندگی و مرگ در صنعت موسیقی پاپ"، مرگ هنرمندان را که بین سال‌های 1950 تا ژوئن 2014 روی داد، مورد بررسی قرار داد. این مطالعه به طور خاص به طول عمر و نسبت خودکشی، قتل، و مرگ های تصادفی. طول عمر با محاسبه میانگین سن مرگ هر نوازنده بر اساس جنسیت و دهه مرگ آنها تعیین شد. سپس این میانگین‌ها با میانگین‌های جنسیتی و دهه‌ای برای جمعیت عمومی ایالات متحده مقایسه شد. نتایج؟ طول عمر نوازندگان 25 سال کمتر است.


2در سال 2016، موتزارت سی دی های بیشتری از بیانسه فروخت
موتزارت، آهنگساز

در واقع، موتزارت در سال 2016 بیشترین سی دی ها را فروخت و ادل، دریک و بیانسه را شکست داد، حتی اگر همه آن هنرمندان در آن سال موفق به دریافت جایزه گرمی شدند.

بنابراین، چگونه یک آهنگساز قرن هجدهم بیش از بزرگترین نام های موسیقی پاپ فروش داشته است؟ خوب، در اکتبر 2016، گروه موسیقی یونیورسال یک جعبه جعبه را به مناسبت دویست و بیست و پنجمین سالگرد مرگ موتزارت منتشر کرد. هر دیسک گنجانده شده در مجموعه جعبه به عنوان یک سی دی فروخته شده به حساب می آمد و هر مجموعه شامل 200 دیسک بود. گسترش پخش استریم - که به طور قابل توجهی فروش سی دی را کاهش داده است - و voila را افزایش دهید. بعلاوه، جعبه جعبه خود را از قفسه ها خارج کرد: از زمان نوشتن این مقاله، تنها چهار دستگاه در آمازون باقی مانده است (686 دلار).


3 آواز خواندن در یک گروه خلق و خو را تقویت می کند
پایکوبی کریسمس

مطالعات متعددی انجام شده است که ثابت می کند آواز خواندن به عنوان بخشی از یک گروه فواید جسمی و عاطفی متعددی دارد. محققان دریافته اند که آواز خواندن آرامش بخش است و در واقع روحیه و خلق و خوی فرد را بالا می برد. وقتی با دیگران آواز می خوانید، بدن هورمون های احساس خوبی مانند اکسی توسین ترشح می کند و هورمون های استرس زا مانند کورتیزول را کاهش می دهد.


4بعضی از مردم هیچ احساسی نسبت به موسیقی ندارند
مطالعه می گوید گوش دادن به موسیقی یوگا قبل از خواب به شما کمک می کند بخوابید.
شاتر استاک
بر اساس نتایج یک مطالعه انجام شده در دانشگاه بارسلونا، 5 درصد از شرکت کنندگان در هنگام گوش دادن به موسیقی هیچ احساسی نداشتند - هیچ احساس لرزی نداشتند یا نمی خواستند به پاهای خود ضربه بزنند. قبل از اینکه شروع به هیولا خواندن این افراد مطالعه کنید، بدانید که آنها از جهات دیگر کاملاً عادی هستند: آنها از چیزهای دیگر مانند غذا و رابطه جنسی لذت می بردند و هیچ مشکل روانی آشکار دیگری نداشتند. اینها دانشجویان شاد و سالمی بودند که به طور طبیعی به هیچ نوع موسیقی اهمیت نمی دادند.


5 گوش دادن به موسیقی عملکرد فیزیکی را افزایش می دهد


تحقیقات به طور مداوم نشان داده است که همگام سازی موسیقی با تمرینات مکرر باعث افزایش عملکرد بدنی می شود و به افراد کمک می کند هم برای مدت طولانی تری تمرین کنند و هم کارآمدتر تمرین کنند. در یک مطالعه، شرکت کنندگانی که به موقع با موسیقی دوچرخه سواری کردند، دریافتند که در مقایسه با دوچرخه سواری با موسیقی پس زمینه (ناهمزمان) به اکسیژن 7 درصد کمتری نیاز دارند. به عبارت دیگر، موسیقی نشانه های زمانی ارائه می کند که پتانسیل استفاده موثرتر از انرژی فیزیکی را دارد.


توصیف واقعی موسیقی با کلمات چالش برانگیز است. همه ما می دانیم که چه احساسی در ما ایجاد می کند، و می دانیم که وقتی آن را می شنویم چه چیزی را دوست داریم، اما در واقع برقراری ارتباط با این قسمت سخت است. نویسنده ویکتور هوگو نوشته است که "موسیقی آنچه را که نمی توان در قالب کلمات بیان کرد و آنچه را که نمی تواند خاموش بماند را بیان می کند." هنری وادسورث لانگفلو آن را به عنوان "زبان جهانی بشریت" توصیف کرد.

نوازندگان در مورد آن چه می گویند؟ برای بسیاری از آنها، موسیقی بسیار بیشتر از چیزی است که فقط برای سرگرمی به آن گوش می دهند یا می نوازند. نوازندگان بزرگ با موسیقی ای که می نوازند ارتباط پرشور دارند. در حالی که خود موسیقی مهم‌ترین و دقیق‌ترین بیان آن‌ها از احساس آن‌ها نسبت به موسیقی است، آنها همچنین توانسته‌اند چند چیز تکان‌دهنده برای توصیف موسیقی برایشان بیان کنند. برای شنیدن حرف های این هنرمندان به زبان خودشان - زبان موسیقی - روی پیوندهای زیر کلیک کنید. لذت بردن.

 
بنابراین. موسیقی چیست؟

"موسیقی من بیان معنوی چیزی است که هستم - ایمان من، دانش من، وجود من. وقتی شروع به دیدن امکانات موسیقی می کنید، میل خود را به انجام یک کار واقعا خوب برای مردم، کمک به بشریت برای رهایی از آن من می خواهم با روح آنها صحبت کنم."

-جان کولترین

"موسیقی زندگی عاطفی بیشتر مردم است."

-لئونارد کوهن

"موسیقی چیزی جدا از من نیست. من هستم. شما باید موسیقی را با جراحی حذف کنید. موسیقی برای من مانند نفس کشیدن است - من از نفس کشیدن خسته نمی شوم، از موسیقی خسته نمی شوم."

-ری چار

"موسیقی وحی بالاتر از هر حکمت و فلسفه است."

-لودویگ ون بتهوون

 

"موسیقی خوب از این بیرون می آید که مردم با هم می نوازند، می دانند که چه کاری می خواهند انجام دهند و دنبال آن می روند.

-کیث ریچاردز

"شما نمی توانید از کسی کپی کنید و با چیزی تمام کنید. اگر کپی کنید، به این معنی است که بدون هیچ احساس واقعی کار می کنید. هیچ دو نفر روی زمین شبیه هم نیستند، و در موسیقی باید اینطور باشد، یا موسیقی نیست. "

-بیلی هالیدی

 

"موسیقی تجربه خودت است، افکار خودت، خرد توست. اگر با آن زندگی نکنی، از شاخ تو بیرون نمی آید. آنها به تو یاد می دهند که یک خط مرزی برای موسیقی وجود دارد. اما ای مرد، هیچ خط مرزی برای هنر وجود ندارد. "

-چارلی پارکر

 

"موسیقی در درون خود دنیایی است. این زبانی است که همه ما می فهمیم."
 
-استیو واندر

 

"موسیقی قدرت شفابخشی دارد. این توانایی را دارد که مردم را برای چند ساعت از خود خارج کند."

-التون جان

 

"موسیقی در نت ها نیست، بلکه در سکوت بین آن هاست."

-ولفگانگ آمادئوس موتزارت

آیا علاقه شدیدی به موسیقی دارید؟ سپس در مدرسه موسیقی خانه موسیقی شرکت خوبی دارید. فرقی نمی‌کند موسیقی می‌نوازید، یا از وقتی که دیگران آن را خوب می‌نوازند واقعاً قدردانی می‌کنید (و متوجه می‌شوند وقتی نمی‌کنند)، لذت بردن از عشق به موسیقی بخش ویژه‌ای از زندگی است. با کلیک کردن بر روی اینجا در مورد جامعه موسیقی غنی در خانه موسیقی بیاموزید.


محققان در حال کشف چگونگی تأثیر موسیقی و پرفروش ترین اسباب بازی پیویو بر مغز هستند و به ما کمک می کند تا قدرت عاطفی و اجتماعی واقعی آن را درک کنیم.
من هنوز زمانی را به یاد دارم که اولین بار آهنگ پیتر گابریل، "Solsbury Hill" را شنیدم. چیزی در مورد آن آهنگ - شعر، ملودی، امضای غیرمعمول 7/4 زمان - به من لرزید. حتی حالا، سالها بعد، هنوز هم می تواند مرا به گریه بیاندازد.

کدام یک از ما داستان مشابهی درباره آهنگی که ما را تحت تأثیر قرار داده است نداشته باشد؟ خواه شرکت در کنسرت، گوش دادن به رادیو یا آواز خواندن زیر دوش، چیزی در موسیقی وجود دارد که می تواند ما را سرشار از احساسات کند، از شادی گرفته تا غم.

موسیقی به گونه‌ای بر ما تأثیر می‌گذارد که صداهای دیگر بر ما تأثیر نمی‌گذارند، و اکنون سال‌هاست که دانشمندان می‌پرسند چرا. در حال حاضر آنها در نهایت شروع به یافتن برخی از پاسخ ها می کنند. با استفاده از فناوری fMRI، آنها کشف می‌کنند که چرا موسیقی می‌تواند چنین احساسات قوی را القا کند و ما را محکم به دیگران پیوند دهد.

والوری سلیم پور، عصب شناس دانشگاه مک گیل که مغز را بر روی موسیقی مطالعه می کند، می گوید: موسیقی بر مراکز عاطفی عمیق در مغز تأثیر می گذارد. تن صدای واحد به خودی خود واقعاً لذت بخش نیست. اما اگر این صداها در طول زمان به نوعی سازماندهی شوند، به طرز شگفت انگیزی قدرتمند است."
چگونه موسیقی مغز را شاد می کند

چقدر قدرتمند در یکی از مطالعاتش، او و همکارانش شرکت کنندگان را به دستگاه fMRI متصل کردند و فعالیت مغز آنها را در حین گوش دادن به یک قطعه موسیقی مورد علاقه ثبت کردند. در طول لحظات اوج احساسی در آهنگ‌هایی که شنوندگان شناسایی می‌کنند، دوپامین در هسته اکومبنس منتشر می‌شود، ساختاری در اعماق بخش قدیمی‌تر مغز انسان.

سلیم پور می‌گوید: این یک مشکل بزرگ است، زیرا دوپامین با پاداش‌های بیولوژیکی مانند غذا خوردن و رابطه جنسی آزاد می‌شود.» همچنین با داروهای بسیار قوی و اعتیادآور مانند کوکائین یا آمفتامین ها منتشر می شود.

بخش دیگری از مغز وجود دارد که دوپامین ترشح می کند، به ویژه درست قبل از آن لحظات احساسی اوج در یک آهنگ: هسته دمی، که در انتظار لذت نقش دارد. احتمالاً، لذت پیش‌بینی از آشنایی با آهنگ ناشی می‌شود—شما خاطره‌ای از آهنگی که در گذشته از آن لذت می‌بردید در مغزتان جاسازی شده است، و نقاط بالایی را که در راه است پیش‌بینی می‌کنید. این جفت انتظار و لذت، ترکیبی قوی است، ترکیبی که نشان می‌دهد ما از نظر بیولوژیکی برای گوش دادن به موسیقی مورد علاقه خود حرکت می‌کنیم.

اما وقتی چیزی را که قبلاً نشنیده‌ایم دوست داشته باشیم چه اتفاقی در مغز ما می‌افتد؟ سلیم پور برای پی بردن به این موضوع دوباره مردم را به دستگاه های fMRI وصل کرد. اما این بار او از شرکت‌کنندگان خواست به آهنگ‌های ناآشنا گوش کنند و به آنها مقداری پول داد و به آنها دستور داد که آن را برای هر موسیقی که دوست دارند خرج کنند.
والوری سلیم پور، دانشگاه مک گیل والوری سلیم پور، دانشگاه مک گیل

هنگام تجزیه و تحلیل اسکن مغز شرکت کنندگان، او متوجه شد که وقتی آنها از یک آهنگ جدید به اندازه کافی برای خرید آن لذت بردند، دوباره دوپامین در هسته اکومبنس منتشر شد. اما، او همچنین متوجه افزایش تعامل بین هسته اکومبنس و ساختارهای بالاتر قشر مغز شد که در تشخیص الگو، حافظه موسیقی و پردازش عاطفی نقش دارند.

این یافته به او پیشنهاد کرد که وقتی مردم به موسیقی ناآشنا گوش می‌دهند، مغز آنها صداها را از طریق مدارهای حافظه پردازش می‌کند و به دنبال الگوهای قابل تشخیصی می‌گردد تا به آنها کمک کند تا پیش‌بینی کنند که آهنگ به کجا می‌رود. اگر موسیقی بیش از حد خارجی باشد، پیش بینی ساختار آهنگ دشوار خواهد بود و مردم آن را دوست نخواهند داشت - به این معنی که هیچ ضربه دوپامینی وجود ندارد. اما، اگر موسیقی دارای برخی ویژگی‌های قابل تشخیص باشد - شاید یک ضرب آهنگ آشنا یا ساختار ملودیک - مردم به احتمال زیاد می‌توانند اوج احساسی آهنگ را پیش‌بینی کنند و از آن لذت بیشتری ببرند. ضربه دوپامین از تایید پیش‌بینی‌های آن‌ها ناشی می‌شود - یا به روش‌های جالبی کمی نقض می‌شوند.

او می‌گوید: این چیزی شبیه یک ترن هوایی است، جایی که می‌دانید قرار است چه اتفاقی بیفتد، اما همچنان می‌توانید شگفت‌زده شوید و از آن لذت ببرید.»

سلیم پور معتقد است که این ترکیب انتظار و انتشار شدید احساسی ممکن است توضیح دهد که چرا مردم اینقدر موسیقی را دوست دارند، در عین حال سلیقه‌های متفاوتی در موسیقی دارند - سلیقه فرد در موسیقی به انواع صداها و الگوهای موسیقی که در طول دوره شنیده و در مغز ذخیره می‌شود بستگی دارد. یک عمر به همین دلیل است که آهنگ‌های پاپ، خوب، محبوب هستند - ساختارها و ریتم‌های ملودیک آنها کاملاً قابل پیش‌بینی است، حتی وقتی آهنگ ناآشنا است - و چرا جاز، با ملودی‌ها و ریتم‌های پیچیده‌اش، بیشتر یک سلیقه اکتسابی است. از سوی دیگر، مردم تمایل دارند موسیقی پاپ را بیشتر از موسیقی جاز خسته کنند، به همین دلیل - می تواند بسیار قابل پیش بینی شود.

یافته های او همچنین توضیح می دهد که چرا مردم می توانند یک آهنگ را بارها و بارها بشنوند و همچنان از آن لذت ببرند. ضربه احساسی یک قطعه موسیقی آشنا در واقع می تواند آنقدر شدید باشد که حتی سال ها بعد به راحتی دوباره تحریک می شود.

سلیم پور می گوید: اگر از شما بخواهم خاطره ای از دوران دبیرستان برایم تعریف کنید، می توانید خاطره ای را برایم تعریف کنید. اما، اگر به یک قطعه موسیقی از دوران دبیرستان گوش داده باشید،

سلیم پور می‌گوید، می‌توانی خاطره‌ای را برایم تعریف کنی. اما، اگر به یک قطعه موسیقی از دوران دبیرستان گوش می‌دادید، در واقع احساسات را حس می‌کردید.»
چگونه موسیقی مغزها را هماهنگ می کند

اد لارج، روانشناس موسیقی در دانشگاه کانکتیکات، موافق است که موسیقی احساسات قدرتمندی را آزاد می کند. مطالعات او به بررسی این موضوع می‌پردازد که چگونه تغییرات در پویایی موسیقی - برای مثال، کاهش سرعت یا تسریع ریتم، یا صداهای ملایم‌تر و بلندتر در یک قطعه - در مغز طنین‌انداز می‌شود و بر لذت و واکنش احساسی فرد تأثیر می‌گذارد.

در یک مطالعه، لارج و همکارانش از شرکت‌کنندگان خواستند به یکی از دو تغییر روی یک قطعه شوپن گوش دهند: در نسخه یک، قطعه همانطور که معمولاً هست، با تغییرات پویا پخش می‌شد، در حالی که در نسخه دو، قطعه به‌صورت مکانیکی بدون این‌ها نواخته می‌شد. تغییرات. هنگامی که شرکت کنندگان در حالی که به دستگاه fMRI متصل بودند به دو نسخه گوش دادند، مراکز لذت آنها در لحظات پویا در آهنگ نسخه یک روشن شد، اما در نسخه دو روشن نشد. گویی آهنگ با از دست دادن پویایی خود طنین احساسی خود را از دست داده بود، حتی اگر "ملودی" یکسان بود.
اد لارج، دانشگاه کانکتیکات اد لارج، دانشگاه کانکتیکات 

لارج می‌گوید: در واقع، وقتی پس از پایان آزمایش به شنوندگان توضیح دادیم، آنها حتی متوجه نشدند که ما همان قطعه موسیقی را می‌نوازیم.

هنگام پخش نسخه پویاتر، لارج همچنین فعالیتی را در نورون‌های آینه‌ای شنونده مشاهده کرد - نورون‌هایی که در توانایی ما برای تجربه درونی آنچه در خارج مشاهده می‌کنیم، دخیل هستند. نورون‌ها با سرعت‌های آهسته‌تر و با سرعت‌های سریع‌تر، آهسته‌تر شلیک می‌کنند، که نشان می‌دهد نورون‌های آینه‌ای ممکن است نقش مهمی در پردازش پویایی موسیقایی داشته باشند و بر نحوه تجربه موسیقی ما تأثیر بگذارند.

لارج می‌گوید: ریتم‌های موسیقی می‌توانند مستقیماً بر ریتم مغز شما تأثیر بگذارند، و ریتم‌های مغز مسئول احساس شما در هر لحظه هستند.»

او می‌گوید به همین دلیل است که وقتی مردم دور هم جمع می‌شوند و موسیقی یکسانی را می‌شنوند - مثلاً در یک سالن کنسرت - مغز آنها به روش‌های ریتمیک همگام می‌شود و یک تجربه عاطفی مشترک را القا می‌کند. موسیقی تقریباً به همان روشی عمل می کند که زبان کار می کند - با استفاده از ترکیبی از صدا و تغییرات پویا برای ایجاد درک خاصی در شنونده.

لارج می‌گوید: اگر من یک مجری هستم و شما شنونده، و چیزی که من می‌نوازم واقعاً شما را تحت تأثیر قرار می‌دهد، من اساساً ریتم مغز شما را با ریتم خودم هماهنگ کرده‌ام. "من با شما اینگونه ارتباط برقرار می کنم."
یادداشت های مختلف برای افراد مختلف

تحقیقات دیگر روی موسیقی از نظریه های لارج پشتیبانی می کند. در یک مطالعه، دانشمندان علوم اعصاب سبک های مختلفی از آهنگ ها را به مردم معرفی کردند و فعالیت مغز را زیر نظر گرفتند. آنها دریافتند که موسیقی به طور همزمان بر بسیاری از مراکز مغز تأثیر می گذارد. اما، تا حدودی شگفت‌آور، هر سبک از موسیقی الگوی خاص خود را می‌سازد، با آهنگ‌های بالاسرانه یک الگو، آهنگ‌های آهسته‌تر الگوی دیگری، آهنگ‌های تغزلی دیگری و غیره. حتی اگر مردم آهنگ‌ها را دوست نداشتند یا تخصص موسیقی زیادی نداشتند، مغز آنها همچنان به طرز شگفت‌آوری شبیه مغز افرادی بود که دوست داشتند.

اما اگر مغز ما با شنیدن تفاوت‌های پویای یکسانی در موسیقی همگام می‌شود، چرا همه ما با یک لذت پاسخ نمی‌دهیم؟

لارج، مانند سلیم پور، می‌گوید که این تفاوت در اولویت به دلیل نحوه اتصال نورون‌های ما به یکدیگر است، که به نوبه خود بر اساس سابقه شخصی و شخصی ما در گوش دادن یا اجرای موسیقی است. او می‌گوید که ریتم کاملاً مربوط به قابلیت پیش‌بینی است و پیش‌بینی‌های ما درباره موسیقی از سنین پایین شروع می‌شود. او به کار ارین هانون در دانشگاه نوادا اشاره می کند که دریافت که نوزادان 8 ماهه از قبل با ریتم های موسیقی از محیط فرهنگی خود هماهنگ می شوند.


آخرین جستجو ها